X
تبلیغات
علمی اجتماعی فرهنگی (اموزش زبان عربی) - فعل از جهت ماده ( ریشه) ( ثلاثی مجرد/ثلاثی مزید)

علمی اجتماعی فرهنگی (اموزش زبان عربی)

{ كِتَابٌ فُصِّلَتْ آيَاتُهُ قُرْآناً عَرَبِيّاً لِّقَوْمٍ يَعْلَمُونَ } فصلت3

فعل از جهت ماده ( ریشه) ( ثلاثی مجرد/ثلاثی مزید)


3-     فعل از جهت ماده ( ریشه) ( ثلاثی مجرد/ثلاثی مزید)
 
همانطور که در درس قبل دیدید ، ما می توانیم به راحتی هر فعل را از هر صیغه ای که باشد با حذف علامت صیغه ها و احیاناً تغییر حرف اول فعل به صیغۀ اول (للغائب) بیاوریم . حال اگر فعلی در صیغۀ اول ماضی دارای فقط سه حرف باشد به آن ثلاثی مجرد ( سه حرف تنها) ، و اگر این صیغه دارای بیش از سه حرف بود به آن ثلاثی مزید ( سه حرف و حروف اضافه ) می گویند.
 
مثال : کدامیک از فعل های زیر ثلاثی مجرد و کدامیک ثلاثی مزید است ؟
 
اَنزَلنا :  این فعل را با حذف علامت صیغه (نا) به صیغه اول تبدیل می کنیم :  اَنزَلَ   ، همانطور که می بینید دارای چهار حرف اصلی است پس ثلاثی مزید می باشد.
 
کَتَبتُم : پس از حذف علامت صیغه ( تُم ) به صیغۀ اول می رسیم : کَتَبَ  ، می بینیم که سه حرف بیشتر ندارد پس ثلاثی مجرد می باشد.
 
نکته مهم این که حتماً باید فعل را به صیغه اول ماضی بیاوریم به عبارت دیگر صیغه اول مضارع ملاک تشخیص نیست بلکه فقط وفقط صیغه اول ماضی ملاک کار ماست .
 
باید بدانیم که فعل های ثلاثی مجرد دارای قاعده خاصی نیستند بدین معنی که به طور مثال  فعل های « ضَرَبَ» ، «کَتَبَ» و «ذَهَبَ» هرسه بر وزن « فَعَلَ» هستند اما مضارع آنها به ترتیب « یَضرِبُ» بر وزن « یَفعِلُ» ، «یَکتُبُ» بر وزن « یَفعُلُ» و «یَذهَبُ» بر وزن « یَفعَلُ» می باشد . می بینید که علی رغم یکی بودن وزن ماضی اما وزن فعل مضارع یکی نیست ، پس نمی توان حکم داد که هرگاه صیغه اول فعل ماضی بر وزن « فَعَلَ» باشد حتماً مضارع بر وزن « یَفعِلُ» می باشد. لذا می گوئیم که فعل های ثلاثی مجرد بدون قاعده هستند و وزن های آنها دارای قاعده نیست لذا برای یادگیری آنها مجبور به حفظ کردن و به کاربردن بیشتر آنها هستیم . مسلماً کسی که تا به حال فعل « نَصَرَ» را نشنیده نمی تواند تشخیص دهد که مضارع آن کدامیک از موارد «یَنصُرُ» ، « یَنصَرُ» یا « یَنصِرُ» است .
 
اما در مورد فعل های ثلاثی مزید مطلب به این گونه است که این فعل ها همگی دارای قاعده هستند . به طور مثال هرگاه صیغه اول فعلی بر وزن « اَفعَلَ» باشد حتماً و حتماً مضارع آن بر وزن « یُفعِلُ» می باشد . یعنی مضارع هر سه فعل « اَنزَلَ» ، «اَذهَبَ» و « اَحسَنَ» ، به ترتیب « یُنزِلُ» ، «یُنزِلُ» و « یُحسِنُ» می باشد که همگی بر وزن « یُفعِلُ» می باشند. لذا این فعل ها دارای قاعده می باشند که در زیر آن را توضیح می دهیم
فعل های ثلاثی مزید دارای هشت وزن می باشند که همیشه بر یکی از این وزن ها می آیند و لازم است که ما همۀ این هشت وزن را به طور کامل یاد بگیریم ( البته ما قبلاً در بحث جامد و مشتق این 8 باب و وزن را دیده بودیم ) :
 
 
ترتیب
وزن صیغه اول ماضی
وزن صیغه اول مضارع
وزن مصدر
1
اَفعَلَ
یُفعِلُ
اِفعال
2
فَعَّلَ
یُفَعِّلُ
تَفعیل
3
تَفَعَّلَ
یَتَفَعَّلُ
تَفَعُّل
4
فاعَلَ
یُفاعِلُ
مُفاعَلَة ( فِعال)
5
تَفاعَلَ
یَتَفاعَلُ
تَفاعُل
6
اِفتَعَلَ
یَفتَعِلُ
اِفتِعال
7
اِنفَعَلَ
یَنفَعِلُ
اِنفِعال
8
اِستَفعَلَ
یَستَفعِلُ
اِستِفعال
 
 
نکته: به هر کدام از این هشت وزن یک باب می گوئیم که معمولاً آن را با وزن مصدر مشخص می کنیم مثلا ً می گوئیم باب اِفعال یا باب مُفاعَلَة
 
نکته : همانطور که در جدول نیز مشاهده می کنید باب مُفاعَلَة دارای دو وزن در مصدر می باشد که هر دو درست و قابل قبول هستند :   مُفاعَلَة  و فِعال  
 
نکته : همانطور که بالای جدول هم می بینید ،دو ردیف اول  وزن های صیغه اول ماضی و مضارع می باشند . برای ساختن دیگر صیغه ها همانند فعل های ثلاثی مجرد عمل می کنیم مثلاً فعل تَضارَبَ که بر وزن تَفاعَلَ می باشد در صیغه اول ماضی است و ما برای تبدیل آن به صیغه للمُخاطبة ( صیغه 10) همانند فعل های ثلاثی مجرد به آخر آن علامت این صیغه را که «تِ» می باشد ، اضافه می کنیم : «تَضارَبتِ»
 
( نکته مهم در مورد انواع فعل ها از نظر ریشه اینکه ما فعل های دیگری نیز به جز ثلاثی مجرد و مزید داریم که مخصوص دانش آموزان رشته انسانی می باشد اما من به خاطر اینکه این متون فراگیر و برای همه آنها می باشد و از جهت دیگر به خاطر تنگی وقت از بیان آنها خودداری می کنم اما همین مقدار هم برای آنها کافیست که  بدانند ما به جز ثلاثی مجرد و مزید ، رباعی مجرد و رباعی مزید را نیز داریم که مانند ثلاثی مزید دارای قاعده و وزن مشخص هستند . با رجوع به کتب درسی می توانید توضیح مفصل این مبحث را بخوانید)
 
 
 
 
4-     فعل از جهت داشتن مفعول ( لازم /متعدی)
 
 
اسم لازم و متعدی در مورد فعل ها در زبان فارسی هم وجود دارد .
فعل لازم ، فعلی است که به مفعول نیازی ندارد و به عبارت دیگر معنای آن با وجود فاعل و فعل کافیست مانند آمد ، رفت و ....
فعل متعدی ، فعلی است که علاوه بر فاعل به مفعول هم نیاز دارد مانند علی زد ، احمد خورد و ..... ( در این فعل ها ما می خواهیم بدانیم که علی چه کسی را زده و یا احمد چه چیز را خورده است )
 
راه تشخیص در زبان فارسی:
در زبان فارسی برای تشخیص این دو فعل از هم ، معمولاً اول آنها عبارت « چه کسی را » یا « چه چیزی را » می آورند ، اگر عبارت حاصل شده با معنی بود ، آن فعل متعدی و در غیر اینصورت لازم است .مثلاً فعل آمد که می شود « چه کسی را آمد » یا « چه چیزی را آمد» که کاملاً بی معنی است پس لازم است اما فعل خورد که می شود « چه کسی را خورد » یا « چه چیزی را خورد» با معناست پس این فعل متعدی و نیازمند مفعول است .
 
در زبان عربی هم یک راه تشخیص این فعل ها از هم ترجمه آنها به فارسی و انجام تست بالا بر روی آنهاست اما در این زبان به طور کلی به سه روش یک فعل را متعدّی می کنند :
 
1-     بردن فعل به باب « اِفعال» 
مثال :   نَزَلَ ( نازل شد ) ( لازم ) -----------   اَنزَلَ ( نازل کرد ) ( متعدی )
2-     بردن فعل به باب « تَفعیل»
مثال :  نَزَلَ ( نازل شد ) ( لازم ) ----------  نَزَّلَ ( نازل کرد) ( متعدی)
 
 
3-     آوردن بعضی حروف اضافه در آخر فعل
مثال : ذَهَبَ اَحمَد (احمد رفت ) (لازم) ----------  اَحمَد ذَهَبَ بِعَلیِّ (احمد ، علی را برد)
 
 
نکته : این طور نیست که ما بتوانیم همۀ فعل ها را با هر سه راه متعدی کنیم بلکه بعضی از فعل ها فقط با یک راه و بعضی با دو راه قابل تبدیل هستند . اینکه چه فعلی از چه راهی متعدی می شود را در کاربرد باید یاد بگیریم و حفظ کنیم .
 
نکته: همه فعلهای باب های « اِفعال» و « تَفعیل» به جز چند مورد استثنا متعدی هستند .
 
نکته: بهترین راه برای تشخیص این فعل ها ، معنا می باشد. لذا اگر بتوانیم فعل را درست معنا کنیم دیگر نیازی به دانستن قواعد آن نیست.
+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم دی 1385ساعت 3:21 قبل از ظهر  توسط سلمان پناه  |